}بَلْ عَجِبُوا أَن جَاءَهُمْ مُنذِرٌ مِّنْهُمْ فَقَالَ الْکَافِرُونَ هَذَا شَیْءٌ عَجِیبٌ{[1] عموم مردم از اینکه انسانی به عنوان پیامبر حامل نوامیس عالم هستی باشد در تعجباند، و کافران میگویند: آن چیز عجیبی است. علت آنکه کافر و غیر کافر از وجود پیامبر(ص) تعجب میکنند عبارت است از: الف: نشناختن خدا « وَمَا قَدَرُواْ اللّهَ حَقَّ قَدْرِهِ إِذْ قَالُواْ مَا أَنزَلَ اللّهُ عَلَى بَشَرٍ مِّن شَیْءٍ ....»[2] ب: جایگاه نبیالله و مقام برزخیت کبری آن حضرت را نشناختند. ج: جایگاه و وسعت انسان را که تا کجاها میتواند وسعت یابد، را نشناختند. اگر جایگاه نبیالله(ص) و منذر را میشناخنتند برایشان عجیب نبود که باید به تعادلآمدن انسان، انسانی که در اوج تعادل است در منظر بشر قرار گیرد و بشر را متذکر تعادل واقعی خود نماید وگرنه دچار یک سرگردانی و نیهیلیسم بیکاراکتر میشود.
ادامه مطلب...
باسمه تعالی
پس از مصاحبة اخیر آقای دکتر سروش با میشلهوبینگ خبرنگار بخش عربی رادیو جهانی هلند و طرح نکاتی در مورد قرآن، دوستان عزیز سؤالاتی را مطرح میفرمودند که آن سؤالات وسیلهای شد تا در راستای جایگاه قرآن و وحی در محدودهای که آقای سروش باب بحث را باز کردهاند مطالبی عرض شود و از این طریق إنشاءالله باب توجه بیشتر به جایگاه نبی و نبوت و موضوع ربوبیت پروردگار جهت پروریدن کامل بندگان باز گردد.
متن کامل مصاحبه و نقد آیتالله سبحانی بر دکتر سروش در آخر این نوشتار آمده است و ما سعی میکنیم ابتدا نکتههای اصلی گفتگو را طرح کنیم و به طور مختصر تبیین نماییم و آرامآرام هرچه جلوتر رفتیم با عمق بیشتری موضوع را بررسی نماییم. نکتههای اصلی مصاحبه به قرار زیر است:
1- وحی؛ الهامی است مثل تجربهای که شاعران و عارفان دارند، منتها در درجهای بالاتر.
2 - پیامبر« صلی الله علیه و آ له» نقش محوری در تولید قرآن داشت.
3- نفس هر فردی الهی است ولی پیامبر« صلی الله علیه و آ له» آن را بالفعل کرده است و نفس او با خدا یکی شده است .
4- آنچه پیامبر« صلی الله علیه و آ له» از خدا دریافت میکند مضمون وحی است ... و او آن الهام را به زبانی که خود میداند منتقل میکند ... و شخصیت او در وحی نقش دارد.
5- آنچه قرآن در بارة وقایع تاریخیِ سایر ادیان و سایر موضوعات علمی زمینی میگوید، لزوماً نمیتواند درست باشد.
6- دانش پیامبر« صلی الله علیه و آ له» از دانش مردم همعصرش در بارة زمین، کیهان و ژنتیک بیشتر نبوده، این دانشی را که ما امروز در اختیار داریم نداشته است، چون او پیامبر« صلی الله علیه و آ له» بوده و نه دانشمند یا مورخ.
آقای سروش در رابطه با تئوری خود استناد میکنند به سخن مولوی که گفتة قرآن آئینه ذهن پیامبر« صلی الله علیه و آ له» است. در حالی که اگر مولوی میگوید قرآن آیینه ذهن پیامبر« صلی الله علیه و آ له» است، اول روشن کرده ذهن آن حضرت صرفاً پذیرندة حکم خدا است و تحت تأثیر هیچچیز دیگری نیست، نه اینکه ذهن پیامبر« صلی الله علیه و آ له» سازندة بعضی از قسمتهای قرآن است. و حرفی را که به فرزند مولوی نسبت میدهند که گفته است پیامبر« صلی الله علیه و آ له» چون زنان را دوست میداشته به پیروانش اجازة اختیار چهار زن را داده است ، بر فرض هم که صحیح باشد، دلیل بیمدعا است و سخنانی بر خلاف آن بسیار است.
به ادامه مطلب بروید..
ادامه مطلب...
سؤال: محضر استاد محترم جناب آقای طاهرزاده:
پس از سلام: با توجه به اینکه جنابعالی در رابطه با فرهنگ مهدویت آثار دقیقی ارائه فرمودهاید و میتوان گفت کتابهای «مبانی معرفتی مهدویت» و «جایگاه و مقام واسطه فیض»شما از جمله کتب دقیقی در این رابطه است، بفرمایید مبنای علمی و روایی موضوعاتی که جناب آقای احمدینژاد در رابطه با حضرت مهدی«عجلاللهتعالیفرجه» مطرح میکنند، چگونه است و چه اشکالاتی میتوان به آن وارد کرد؟
جواب ادامه مطلب.....
ادامه مطلب...

