بسم الله الرحمن الرحیم
ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون آنان که در راه خدا کشته می شوند گمان مبرید که مر ده اند بلکه آ نها زنده اند و نزد خدای خویش روزی می خورند0
چون بر هر مسلمانی واجب است که در مواقع حج ویامواقع ضروری دیگر وصیت نامه ای داشته باشد من هم وصیت نامه ام را به شرح زیر مینویسم: باعشق الله ودرود بر خمینی روح الله، سلام بر محمد و سلام بر امام خمینی وبا درود بر تمام شهدای راه اسلام ، اول رو به پروردگار کرده و میگویم که پروردگارا من با چشمانی باز وآگاهی بر اینکه به راهی می روم وایمان به تو وطرفداری ازحق ومبارزه با کفر بدین راه آمدم0 نه به خاطر ریا و تکبر وخود نمائی0 وبرای مبارزه با نفس و کامل کردن ایمان خود این راه را انتخاب کردم0پس پروردگارا تو خود مرا بیامرزواز سر گناهم در گذروجزو اولیای خودت قرار ده0 وبعد به خانواده ام وصیت میکنم که بعد از شهادتم راهم رایعنی خط امام راادامه داده وروحم راشاد گردانندوباضد انقلاب وضد دین خدابه شدت مبارزه کرده وآنها رابه نابودی بکشانند. به برادران حزب ا للهی ام وصیت می کنم تا آنجا که می توانند وقدرت دارند به تصفیه ضد انقلاب در تمامی ارگانهای دولتی پرداخته ونگذارند که بیش از پیش این انقلاب از جانب اینها ضربه بخورد ومی گویم که برادران، ضد انقلاب بطور محسوس در خود ما رخنه کرده ازقبیل شرکت دروغین خود در راهپیمائی ومراسم مذهبی شما وبه شدت به انقلاب ما ضربه زده وما را به عقب می رانند. امیدوارم که برادران حزب ا للهی هر چه زودتر آنهارا که حزب بادی بیش نیست طرد کرده وبدورشان بییندازید. فقط به مادرم بگوئید که تو در نزد زینب سربلند خواهی بود چون که توهم شهید داده ای . مادر هر موقع که می خواهی به یاد فرزند خود بیفتی به یاد فرزندانی باش که بدن پاره پاره آنها را،مادرانشان هم ندیدند که توسط مزدوران چپ و راست ودر زیر گلوله های دژخیمان شرقی وغربی وداخلی ،امثال فدائی ومنافقین ودمکرات وکموله که آنها ازستون پنجم در ایران هستند کشته شده اند وهیچ رحمی به آنها نکرده وحتی در کردستان عده ای از برادران ما رابا بی شرمی سر می بریدند وعده ای را زنده زنده زیر خاک کردند وعده ای راهم به حزب بعث عراق تحویل دادند وپول و اسلحه می گرفتند . مادرهمچنان مانند کوهی که به افق سر کشیده سر بلند باش که مبادا منافقین از شهادت فرزند توسوء استفاده کنند که پیش فاطمه زهراشرمنده شوی . وتو ای پدر همچنان شیردرنده در میان بیشه زار باش که همچنان می غرد ونعره سر می دهند که خدای ناکرده دشمن خوشحال شود وبیاید پیش شما، شما رااغفال نماید که ای چرا نشسته ای ، پسرت را کشتند . به برادران دینی خود توصیه می کنم که شماها وارث اسلحه از دست افتاده من هستید . وصیت می کنم که هرگز تا آخرین قطره خون خود با دشمنان اسلام سرسازش نگیرید وهمیشه گوش بفرمان امام خمینی باشید. واز برادران خود می خواهم که پدر ومادر مرا یاری دهند، آنها را به صبر و بردباری توصیه کنند وبه آنان بگوئید که اگر او نرود چه کسی برود. به آنان بگوئید که تنها آرزوی پسر شما شهادت بود ، شهادت درراه خدا .کسی خیال نکند مرا به زور به جنگ فرستادند . من بامیل و ایمان خودم رفتم تا به دشمنان اسلام بفهمانم که اسلام سازش پذیر نیست . به همان خدایی که تمامی مارا آفریده قسم ،که تا آخرین قطره خون خود سنگر را رها نکرده و تا سرنگونی دشمن از سنگر بیرون نیایم وبکشم سران کفر را . برادران شما را به خدا قسم اگر انشاءالله شهادت نصیب من روسیاه شد جنازه من را به خانواده ام تحویل دهید تابرای دفن به محل خودم ببرند پهلوی قبر علی زارع زاده، پدرومادر گرامیم از آن اشخاصی نباشید که یک حادثه ناگوار برایشان پیش بیاید خدا را از یاد ببرند ، از آن مردان خدا باشید که در چنین موارد خدا را شکر می کنند . ودر آخراز تمامی برادران و خواهران می خواهم که اگر از من بدی یا بدرفتاری دیده یا من کاری کرده ام که موجب ناراحتی آنها شده مرا ببخشند و حلا لم کنند . یک مقدار پولی دارم که می خواهم آنرا صرف نماز و روزه ام نمائید . ( نماز و روزه چهار سال ) مادر خوبم و پدر گرامیم درست است که برایتان فرزند خوبی نبودم اما مرا حلال کنید. (خدا حافظتان بتاریخ 15/4/61 ) فرزند حقیر شما حاجی

